یک هفته ای هست که مدام میگه این چیه ؟ الان پرسید این چیه ؟ میگم پنجره با تمام توانش سعی کرد بگه پنجره و نتونست درست ادا کنه .
وقتی که دکور خانه را زمستانی کردیم و بخاری گذاشتیم تا شب بیشتر از ده بار پرسید این چیه و پدرش یا من گفتیم بخاریه و بعد بلافاصله می گفت این چیه منظورش اینه کاربردش چیه ؟ و توضیح می دادیم وقتی هوا سرد بشه بارون بیاد روشن می کنیم و اتیش داره و ....
اخر شب کمی سرد شد و روشنش کردیم وسط خونه جیغ می زد و شاد بود و می گفت بارون اومده بارون اومده
قبلا که تو انباری بود یکبار گفت این چیه ؟ آتیشه ؟ اوخه ؟ قبل از اینکه من براش توضیحی داده باشم کمی از سال گذشته یادش بود .
یکی از کارهایی که دوست داره آشپزیه هرچی اسباب بازی یا مداد هست رو می ریزه تو یک ظرف هم می زنه و میگه آشه یا سوپه و یا برای ما و عروسکها چای می ریزه و تعارف می کنه .
و اما توالت، داره به موفقیت نزدیک میشه تا جایی که مهمانی و بیرون از خانه بدون پوشک میره ولی تحت کنترله و هنوز آبرو ریزی نداشتیم اوایل با پوشک می رفت بیرون و وقتی بر می گشتیم خشک بود و خودشو نگه می داشت یکبار خونه برادر همسرم می گفت جیش و از من اصرار که دست بردار سر جدت جیش کن تو پوشک و کلی ازش خواهش که این بزرگ نیست اجازه بده بریم خونه عوضت کنم و به سختی راضی شد وقتی دیدم اصلا پوشک دوست نداره منم گذاشتم کنار و حالا یک بسته نیمه پوشک سایز 5 داریم که می ارزه با این گرونی پوشک به مزایده بذارمش.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۹ ساعت 15:38 توسط : مامان گندم | دسته :
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین