باید برای رفتن آماده شوم
خودرا بسپارم به همانی که مرا دعوت نمود
چمدان ها هر روز به من نگاه می کنند و پر می شوند از توشه 1 و من خالی می شوم از اضطراب و حتی شوق رفتن نمی دانم چرا هنوز لبریز نشده این جام وجود از رسیدن به نور .
از من راضی باشید .![]()
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 10:5 توسط : مامان گندم | دسته :
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین