ایران - تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 6:07
ایران حال دخترک موفرفری را دارد که موهای وز شده اش بهم پیچ و تاب خورده و به اجبار بَزَک باید مو شانه کند و حال ....ایران می ماند و موهای به هم گره خورده و دندانه های شانه :شانه ای که بدست مشاطه گریست که درد را درک نمی کند و چه دردی می آفریند .... نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۱ ساعت 19:12 تو...
بیشتر از یک ماه - تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 11:23
یک روزصبح با یک سرگیجه وحشتناک بیدار شدم حالت تهوع و افت شدید فشار تیره و تار شدن دنیا و رفتن به حالتی شبیه سکته .....شروع شد و حالا بیشتر از یک ماه هست که در رفت و امد به دکتر هستیم .یک هفته بعد از حمله سرگیجه که منتسب شد یه مایع داخلی گوش کمر درد به سراغم آمد کمر دردی ی ی ی..ودو هفته تمام فقط درد ...
نازنینم - تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 11:23
گاهی آدم نیاز داره یکی بهت بگه :            نازنینم از هیچی نترس برای سلامتی پدرم دعا کنید . لطفا شاید بابا هم بخواد که بهش بگه نازنینم از هیچی نترس به بچه هامون یاد بدیم این جور کلمات رو راحت به زبان بیارن  چرا من که عاشق پدرم هستم نمی تونم بهش بگم نازنینم ....نمی تونم راحت بغلش کنم و می فهمم وقتی ...
سفر - تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 11:23
باید برای رفتن آماده شوم خودرا بسپارم به همانی که مرا دعوت نمود چمدان ها هر روز به من نگاه می کنند و پر می شوند از توشه سفر و من خالی می شوم از اضطراب و حتی شوق رفتن نمی دانم چرا هنوز لبریز نشده این جام وجود از رسیدن به نور . از من راضی باشید . نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 10:5 توسط :...
یکی از صد تا - تاریخ: 1400/1/8 ساعت: 16:12
به یکی از صدتا آرزوم رسیدم و این روزها بیشتر وقتم رو برای نشستن پشت دار قالی خالی می کنم و در بیست و چهار ساعت یک رج می بافم سرعتم کمه ولی خوش خوشک پیش می روم . یک تابلو فرش خریدم بافت خیلی ظریفی داره وهمسرم معتقده کاش چشمهاتو برای خوندن دکتری ضعیف می کردی نه این فرش . از بافتنش خیلی خوشحال میشم ولی...
رج به رج زندگی می کنم - تاریخ: 1400/1/8 ساعت: 16:12
اینم طرح تابلویی که می بافم محفل شعرخوانی
بساط رب، حال خراب - تاریخ: 1400/1/8 ساعت: 16:12
دیروز پنجشنبه با سردرد میگرنی مزخرف از خواب بیدار شدم و همون اول صبح اینقدر شدید بود دست به دامن دیکلوفناک گشتم . خلاصه افقی بودم تا ظهر با همون حال چون روز قبلش قول آش رشته داده بودم بساط آش به پا شد و از همین جا اعلام می کنم که رشته آش سمیه رو نخرید مزخرفه دقیقا انگار ماکارونی ریختی تو آش رشته حال...
این چیه ؟ - تاریخ: 1400/1/8 ساعت: 16:12
یک هفته ای هست که مدام میگه این چیه ؟ الان پرسید این چیه ؟ میگم پنجره با تمام توانش سعی کرد بگه پنجره و نتونست درست ادا کنه . وقتی که دکور خانه را زمستانی کردیم و بخاری گذاشتیم تا شب بیشتر از ده بار پرسید این چیه و پدرش یا من گفتیم بخاریه و بعد بلافاصله می گفت این چیه منظورش اینه کاربردش چیه ؟ و توض...
شیرین من - تاریخ: 1400/1/8 ساعت: 16:12
این روز ها شیرین نیست ولی با وجود نون خامه ای که تو خونه داریم شیرین میشه ...- میره توالت و وقتی عجله داره میگه نخری نخری و می دود خوب نخری ریشه از ریخت داره و نخری همون نریزی برای ما محسوب میشه.- وسط مرداد و تو هوای داغ و آفتابی یکهو باران شدیدی گرفت و آسمان رفت زیر آسمان ایستاد و باران ریخت بر سرش...
آفنایی - تاریخ: 1400/1/8 ساعت: 16:12
-این روزها هر چی به دست ما میده میگه آفنایی و وقتی بهش چیزی میدیم یادآوری می کنه که آفَنایی یعنی بفرمایین - روسری که توی سرویس تریکو هست و کوچیکه را سر عروسک کرده بودیم (یک عروسک هست اندازه بچه واقعی 3 ماهه و کمی ازش می ترسه و هیچ وقت بغلش نکرده ) میگه سری بده و روسری را از سر عروسک باز کردم و بستم ...
شکلاتِ مامان - تاریخ: 1400/1/8 ساعت: 16:12
دیروز در حال بافتن موهای خواهرش هستم یکهو می بینم یک ظرف یکبار مصرف مستطیل شکل آورده روی سر خواهرش گرفته و میگه الله محمد چشمهای هردو مون گرد شد آخه فسقلی از کجا یاد گرفتی ما خیلی کم تو خونه سپنج دود میکنیم و تازه با این سیم های فنری که داغ میشه نه دیگه با منتقل و زغال بچم تو این یک سالی که آدم شده ...
خانه تکانی - تاریخ: 1400/1/8 ساعت: 16:12
از دو شنبه گذشته با جمع شدن قالی ها خانه تکانی کلید خورد . هزینه قالی شویی 270 شستن پرده ها اتو و نصب آن 260 برای خانه بعد از حدود چهار سال لوستر خریدیم به سه برابر قیمت روزی که نیتش را کرده بودیم فقط هزینه نصب لوستر و سه چراغ روی اپن 120 و فقط هزینه خرید لامپ برای لوستر و این سه 460 شد . رفتیم تابل...
مانتو - تاریخ: 1400/1/8 ساعت: 16:12
قصد خرید مانتو برای خودم را نداشتم ولی با توجه به اینکه تصمیمم مبنی بر کم خوردن نان و برنج و نخوردن قندهای مصنوعی تقریبا عملی شده بود و 6 کیلویی وزن کم کرده ام مانتو ی سال قبلم گشاد شده و جالب نبود قرار شد امروز بریم بازار و رفتیم و صفحه اینستای یک مانتو فروشی را قبلا دیده بودم ولی واقعا تفاوت زیادی...
1400 - تاریخ: 1400/1/8 ساعت: 16:12
سلام به جمع کوچک خوانندگان این صفحه سال نو برای همتون مبارک باشه .سال جدید را در کنار دختران گلم و همسرِ جانم شروع کردم . امسال با وجود شیوع بیشتر بیماری ترس سال قبل را نداریم نمی دانم این عادت است که با دلهره بیماری کنار آمده ایم و به عید دیدنی می رویم خوب بدون دست و بوس نمی گویم مرگ از ما دور بوده...
چقدر ندانستن خوب است - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 23:46
وقتی دخترم را باردار بودم خبر از روز تخمک گذاری و حتی موعد پریودم نداشتم و خیلی از تهدیدهای دوران بارداری را نمیشناختم و آسوده بودم حالا آسوده نیستم .... هنوز به خانواده هایمان نگفته ایم با خودم قرار گذاشته ام تا صدای قلبش را نشنوم نگویم . - امروز به خاطر مشکوک بودن تست تیورئید دوباره آزمایش خون داد...
حالم خوبه - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 23:46
گاهی انگار بهم نیش میزنی گاهی کمرم درد میگیره و بقیه وقتها خوبم البته من شاید معنی خوبم رو نمی دونم چیه یا برای خوب بودن شرایط خیلی ایده ال رو متصور میشم نمی دونم خلاصه خوبم و گاهی به این خوب بودن مشکوک میشم اِ...... چرا من خوبم ؟ نکنه ساک بارداری پوچ هست ؟ و از این فکرای بد . حس می کنم که مادر یک پ...
6 هفته و یک روز - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 23:46
سلام کوچولوی من الان دیگه دو تا دست و پای خیلی کوچولو داری خیلی کوچولو بیا بهش بگیم باله عزیزم چقدر ماهی تو ...قربون اون کله گنده و شکم قلمبهات بشم . دیروز رفتم مرکز بهداشت و و خانوم مهربون و چش قشنگی که قراره این 9 ماه کنارم باشه حدود یک ساعت برام وقت گذاشت صحبت کرد باید ها و نبایدها رو گفت تاریخ س...
غلطیابی - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 23:46
امروز نشستم به تصحیح نوشته هام اوووووه چقدر اشتباه توش بود به بزرگی خودتون ببخشید نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۶ ساعت 9:50 توسط : مامان گندم | دسته :
خوب دیگه همه فهمیدند - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 23:46
خانواده همسرم کمی بو برده بودند و هنوز توی شک بودند تو مهمونی که روز قبل داشتیم اینقدر گیر دادند و تیر توی تاریکی پرتاب کردند تا بله را گرفتند و من خوشحال شدم که برادر همسر هم بود و شب در جمعی دیگر خانومش هم اضافه شد حرفی زد که دلم لرزید : بچه تون رو بدید به ما شما که میارید یکی دیگه برای خودتون بیا...
سونوی nt - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 23:46
این دلشوره ها کمی فروکش کرده چون برای سونوی nt رفتم و دیدمش وروجک لحظه ای آروم نبود و دایم دستاشو تکون می داد یک نازنین 4 سانتی خیالم راحت شد که هست و وجود داره و نفس میکشه . ازمایش غربالگری هم دادم که باید امروز جوابش رو بگیرم . واقعا از سونوگرافی که میرم راضی هستم دکتر موقر و فوق العاده آرام و صبو...