6 هفته و یک روز - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 21:22
سلام کوچولوی من الان دیگه دو تا دست و پای خیلی کوچولو داری خیلی کوچولو بیا بهش بگیم باله عزیزم چقدر ماهی تو ...قربون اون کله گنده و شکم قلمبهات بشم . دیروز رفتم مرکز بهداشت و و خانوم مهربون و چش قشنگی که قراره این 9 ماه کنارم باشه حدود یک ساعت برام وقت گذاشت صحبت کرد باید ها و نبایدها رو گفت تاریخ س...
7 هفته و یک روز یا .... - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 21:22
دیروز سونوگرافی بودم و از روز قبلش کمی لکه بینی داشتم به رنگ قهوهای تیره و نگرانی دو برابر شده بود از شدت استرس تو محل کارم آروم و قرار نداشتم و دستهام یخ زده بود ساعت یک ربع به دو مرخصی گرفتم و با همسر رفتیم سونوگرافی تا نوبتم بشه مردم و زنده شدم و همه ابرار و نیکان و درگاه حق رو واسطه قرار دادم وق...
هشت هفته و شش روز - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 21:22
سلام سه روز پیش خونه مادربزرگ من دعوت بودیم به همراه مامان بابا و داداشم و خانومش دایی بزرگه و کوچیکه دوتا خاله ها و خانواده هاشون و خونه مادربزرگه خیلی شلوغ بود تا عصر داداشم و مادر شوهر من رفتن و عصر با خودم فکر کردم بهترین زمان برای صحبت کردن با دخترم هست تو اتاق باهاش تنها شدم و گفتم می دونم به ...
خوب دیگه همه فهمیدند - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 21:22
خانواده همسرم کمی بو برده بودند و هنوز توی شک بودند تو مهمونی که روز قبل داشتیم اینقدر گیر دادند و تیر توی تاریکی پرتاب کردند تا بله را گرفتند و من خوشحال شدم که برادر همسر هم بود و شب در جمعی دیگر خانومش هم اضافه شد حرفی زد که دلم لرزید : بچه تون رو بدید به ما شما که میارید یکی دیگه برای خودتون بیا...
ایده های نو برای باز نشستگی - تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 21:22
امروز در کلاس درس راجع به چشم انداز هدفگذاری خرد کردن اهداف صحبت می کردم و می گفتم که باید به اهداف حیطه داد مثلا حیطه اقتصادی تفریحی تربیتی خانوادگی شاید هر کدوم از ما فقط یک هدف نداشته باشیم و در هر کدو از حیطه ها هدف خاصی داشته باشیم و شاید با استفاده از همه این حیطهها به یک چشم انداز ارمان گرایا...
سلام - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 11:56
هنوز نمی دانم که هستی ، حتی نمی توانم بگویم کاش باشی . دلم می خواست برای آمدنت آمادهتر از این باشم . اصلا شک دارم که دوباره میتوانم عشق زلال مادری را با تو مرور کنم . همه منتظر حضورت هستند و فقط خواهرت حاضر نیست جایگاهش را با کسی تقسیم کند هرچند ک
3هفته و دو روز - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 11:56
اگر باشی ... امشب باغ به عمو فروخته شد . امشب دخترم حال نداشت . امشب فیلم نوار زرد را دیدیم . امشب استرس های بابا تمام شد و راحت خوابیده . امشب در بیشتر لحظهها به فکر تو بودم و به فکر هستنت . شبت آروم شیرینم
پایان 4 هفته - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 11:56
امروز عجله کردم و رفتم برای آزمایش بتا و مثبت شد یعنی هستی کوچک من ... ولی مقدار تیتر را دکتر در برگه آزمایش ننوشته بود و باید دوباره یکی دو روز بعد بروم . امیدوارم که این 36 هفته باقی مانده را با من بمانی و روزی برسد که در آغوشم غنوده باشی .
مرور می کنم - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 11:56
رویدادتاریخ تقریبی اولین ضربان قلب مشهود جنین توسط سونوگرافی سهشنبه ۲۳ آبان اولین ضربان قلب مشهود جنین توسط داپلر ۲۱ آذر الی سهشنبه ۵ دی پایان سه ماهه اول بارداری سهشنبه ۱۲ دی &#
چقدر ندانستن خوب است - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 11:56
وقتی دخترم را باردار بودم خبر از روز تخمک گذاری و حتی موعد پریودم نداشتم و خیلی از تهدیدهای دوران بارداری را نمیشناختم و آسوده بودم حالا آسوده نیستم .... هنوز به خانواده هایمان نگفته ایم با خودم قرار گذاشته ام تا صدای قلبش را نشنوم نگویم . - امروز
5 هفته و 3 روز - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 11:56
سلام دیروز برای من و رویان کوچکم روزی پر از استرس بود ، عدد بتا در هفته پنجم 13 آبان برابر بود با 476 و مسئول آزمایشگاه متعقد بود خیلی کم است و تمام وجودم را ترس گرفت ترس بارداری خارج از رحم ... اشک داشتم و بغض .... دوباره به دکتر مراجعه کردم و کمی
حالم خوبه - تاریخ: 1396/8/21 ساعت: 11:56
گاهی انگار بهم نیش میزنی گاهی کمرم درد میگیره و بقیه وقتها خوبم البته من شاید معنی خوبم رو نمی دونم چیه یا برای خوب بودن شرایط خیلی ایده ال رو متصور میشم نمی دونم خلاصه خوبم و گاهی به این خوب بودن مشکوک میشم اِ...... چرا من خوبم ؟ نکنه ساک بارداری