ایران حال دخترک موفرفری را دارد که موهای وز شده اش بهم پیچ و تاب خورده و به اجبار بَزَک باید مو شانه کند و حال ....ایران می ماند و موهای به هم گره خورده و دندانه های شانه :شانه ای که بدست مشاطه گریست که درد را درک نمی کند و چه دردی می آفریند ....
نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۱ ساعت 19:12 توسط : مامان گندم | دسته :
[]
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
باید برای رفتن آماده شوم خودرا بسپارم به همانی که مرا دعوت نمود چمدان ها هر روز به من نگاه می کنند و پر می شوند از توشه سفر و من خالی می شوم از اضطراب و حتی شوق رفتن نمی دانم چرا هنوز لبریز نشده این جام وجود از رسیدن به نور . از من راضی باشید .
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 10:5 توسط : مامان گندم | دسته :
[]
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
دیروز پنجشنبه با سردرد میگرنی مزخرف از خواب بیدار شدم و همون اول صبح اینقدر شدید بود دست به دامن دیکلوفناک گشتم . خلاصه افقی بودم تا ظهر با همون حال چون روز قبلش قول آش رشته داده بودم بساط آش به پا شد و از همین جا اعلام می کنم که رشته آش سمیه رو نخرید مزخرفه دقیقا انگار ماکارونی ریختی تو آش رشته حال من بد بود به دیدن آش ها حالم بدتر هم شد اصلا میلی به خوردنش نداشتم همسر دیده بود من خوابم با کمک
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
دیروز در حال بافتن موهای خواهرش هستم یکهو می بینم یک ظرف یکبار مصرف مستطیل شکل آورده روی سر خواهرش گرفته و میگه الله محمد چشمهای هردو مون گرد شد آخه فسقلی از کجا یاد گرفتی ما خیلی کم تو خونه سپنج دود میکنیم و تازه با این سیم های فنری که داغ میشه نه دیگه با منتقل و زغال بچم تو این یک سالی که آدم شده و می فهمه هم مهمونی نرفته به خاطر این مرض جز جگر زده خلاصه چلوندیمش رفت و به این نتیجه رسیدیم که ت
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین