دیروز در حال بافتن موهای خواهرش هستم یکهو می بینم یک ظرف یکبار مصرف مستطیل شکل آورده روی سر خواهرش گرفته و میگه الله محمد
چشمهای هردو مون گرد شد آخه فسقلی از کجا یاد گرفتی
ما خیلی کم تو خونه سپنج دود میکنیم و تازه با این سیم های فنری که داغ میشه نه دیگه با منتقل و زغال بچم تو این یک سالی که آدم شده و می فهمه هم مهمونی نرفته به خاطر این مرض جز جگر زده خلاصه چلوندیمش رفت و به این نتیجه رسیدیم که تلویزیون داره جای تربیت اجتماعی و روابط عمومی را برای آسمان کوچیکه پر می کنه .
در جریان هستید که اصلا حموم دوست نداره فقط توی یک دوره دو هفته ای عاشق حمام شد خیلی وقت پیش و حالا سر خونه اول هست . از صبحش اصرار می کردمش بیاب ریم حمام که قبول نکرد من توی اتاق در حال نماز خوندن بودن نمازم که تمام شد میگه سلام و جواب می دم سلام به دست و رو ی نشسته ات سلام به دختر کثیف حموم نرفته ام که میگه : نـــــــــــــه سلام به مایِت ( سلام به روی ماهت )
![]()
خداوند همه بچه ها رو حفظ کنه و شوری و شیرینی بچه رو تو ظرف زندگی همه بریزه . آمین![]()
نوشته شده در دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۹ ساعت 11:40 توسط : مامان گندم | دسته :
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین