خرید بک لینک
دیروز سونوگرافی بودم و از روز قبلش کمی لکه بینی داشتم به رنگ قهوهای تیره و نگرانی دو برابر شده بود از شدت استرس تو محل کارم آروم و قرار نداشتم و دستهام یخ زده بود ساعت یک ربع به دو مرخصی گرفتم و با همسر رفتیم سونوگرافی تا نوبتم بشه مردم و زنده شدم و همه ابرار و نیکان و درگاه حق رو واسطه قرار دادم وقتی روی تخت خوابیدم و گفت بارداری داخل رحم یک نفس راحت کشیدم و بعد گفت قلب تشکیل شده و لبخند زدم ....

- میشه صدای قلبشو بشنوم

- میشه همسرم بیاد داخل

که صدای تپ تپ قلب نازنینش رو شنیدم و لبخند زدم و قربونش شدم و دکتر مکث کرده بود و به من نگاه می کرد چشمم به مانیتوری بود که از سقف آویز بود ولی رد نگاه رضایت دکتر را میشد حس کرد .

خدایا شکرت که هستی و مرا در آغوش گرفته ای

پیوست : صبحش استخاره گرفتم و از خدا خواستم یه چیزی بگه که آروم بشم بعد سید شهید شهرمون رو واسطه قرار دادم تا خدا جواب منو بده و این آیه اومد : فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون

در سونو سن بارداری یک هفته کمتر بود شش هفته و یک روز

برچسب: نویسنده: آدرین پورحسین تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 21:22

صفحه بندی