
قربون اون کله گنده و شکم قلمبهات بشم . دیروز رفتم مرکز بهداشت و و خانوم مهربون و چش قشنگی که قراره این 9 ماه کنارم باشه حدود یک ساعت برام وقت گذاشت صحبت کرد باید ها و نبایدها رو گفت تاریخ سونو و ازمایشهای باقی مونده را یاداوری کرد و در مورد مشکل دخترم باهاش حرف زدم اینکه هنوز دوست نداره یکی دیگه باهاش تو مهر مادری شریک باشه . قراره فردا منو به مشاور مرکز معرفی کنه .
این روزها قرص امگا3 ، ویتامین دی1000 و اسید فولیک رو استفاده می کنم و فقط کمی عصرها حالم طبیعی نیست . درعین داشتن اضافه وزن خیلی شکمو شدم و گاهی حالت ضعف دارم و البته دکتر گفت به تیروئید مربوط میشه ولی هنوز اونقدر پرکار نیست که نیاز به دارو باشه و گفت که کمی در بارداری هورمون ها بالا و پایین میرن .
نمی دونم چرا بعضی از این همکارا کلاس میذارن و برای دکتر و متخصص میرن مرکز استان و حتی رفتن به این مراکز بهداشت و تشکیل پرونده رو کمی دون شان خودشون می دونن اینقدر دیروز از برخورد خوب و مهربونشون خوشم اومد که نگو . بالاخره که مجبور میشن برای واکسن بچه هاشون برن تشکیل پرونده بدن 
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ ساعت 18:10 توسط : مامان گندم | دسته :
برچسب:
نویسنده: آدرین پورحسین